RSS
خدا دید تنهایم
تنهای تنها
پس به خوابم فرو برد
زیر برگ های ذرت به خواب رفتم
دنده ای از دنده هایم کند...
وقتی بیدار شدم
در برابرم بود
زیبا و عریان
از گِل و ذرت
با بوی جنگل
در برابرم بود:
شعرم
مجله ی نگاه نو
تنهاست
غمگین است
با این که میان ستاره هاست
در آسمان می جنبد
اما باز عاشق زمین است
برای همین است که در برکه ها می خوابد
مجله ی نگاه نو(اسم نویسنده شو نمی دونم)